| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
چون زنی از کار بد شد روی زرد مسخ کرد او را خدا و زُهره کرد
عورتی را زُهره کردن مسخ بود خاک و گِل گشتن چه باشد ای عنود
روح می بردت سوی چرخ برین سوی آب و گل شدی در اَسفلین
خویش را مسخ کردی زین سُفول ز آن وجودی که بُد آن رشک عقول
پس ببین کین مسخ کردن چون بود پیش آن مسخ این بغایت دون بود
اسب همت سوی اختر تاختی آدم مسجود را نشناختی
آخر آدم زاده ای نا خلف چند پنداری تو پستی را شرف
چند گویی من بگیرم عالَمی این جهان را پُر کنم از خود همی
گر جهان پُر برف گردد سربسر تاب خور بگدازدش با یک نظر
وِزرِ او وِزرِ چون او صدهزار نیست گرداند خدا از یک شرار
عین آن تخییل را حکمت کند عین آن زهرآب را شربت کند
۵۴۱ تا ۵۵۱ دفتر اول مثنوی معنوی مولانا

#شاهرخ_خان #شاهرخ #اتحاد #وحدت #هند #هندوستان #همبستگی #هندو #مسلمان
اگر این را بدانی درخواهی یافت که چرا برای پسر شاهرخ خان دسیسه چیدند تا پدر و مادرش را سرافکنده کنند
ینی همین جوری یک کیلو تریاک بردن دادن دست وزارت خارجه ی چین ؟؟؟ چین هم با لبخند قبول کرده با خاطره ی بدی که از جنگ های تریاک با انگلیس داره ؟؟؟