LOOKING FOR TRUTH

در پی حقیقت

 

چندباری نامش را شنیده ام و چند روزی به سرم رسید که درباره اش پژوهش کنم

عرقان #حلقه یا عرفان # اسلامی حلقه# کیهانی یا عرفان کیهانی حلقه و هر چه که در این #مایه و #درون_ مایه های این چنین دارند

کم نیستند می دانیم

می اندیشیدم و می اندیشم هر دم از سویی و جهتی و هر دم برداشتی

هر آینه انسان علاقه مند به قضاوت دیگران است اما بلد نیست که خود را قضاوت کند چون خود را همیشه به حق تصور می کند

و در اصل چون خود را همیشه #بحق تصور می کند ، به خود اجازه و حق #قضاوت دیگران را می دهد نادانسته و نادان به همه ی حقیقت

قضاوت ؛ داوری نادانی است بر دو دانا { به کرده ی خود }

                                                  این را بزرگی گفته است و چه خوب و درست !

 

این نوشته نه بر قضاوت خوب و بد نوشته شده است ، که بر پایه ی اندیشه ها و برداشت های شخصی من است که بر دلم نشست تا در برگ خودم بگذارم .

 

چند مورد رویم را به خود کشاند و توجهم را جلب کرد و چون منسجم هستند شماره گذاری نمی کنم تا جدا شوند یعنی به روش تقریبا گشتالتی و روان پویشانه می نویسم .

مستند دیدم شب پیش در همین باره با نام

حلقه ی شیطانی

به شوخی گویم و شاید به حق باشد

                     بیچاره #شیطان ( ابلیس ) خودش هم خبر ندارد چه کارها را به اسم او عملی می کنند و اجرا می کنند و همیشه هم شروران گستاخ او را مقصر جلوه می دهند برای برخی ...

توجهم جلب شد به این که :

روی قربانیان و نجات یافتگان از حلقه دیگر نمی گویم عرفان چون نام عرفان به گند کشیده می شود ، هرکه نام عرفان بیاورد عارف نیست و کارش عرفانی نیست .

روی #قربانی و قربانیان و نجات یافتگان را #شطرنجی و #تار کرده بودند خب برای ناشناس ماندن و عواقب اعتراف به اشتباه شان ( کمی رو کنیم می تواند یکی از علل اعتراف نکردن و ادامه ی تندروی و اشتباه همین عواقب هستند که رفتار و گفتار و نگاه به معترف بدتر و زننده تر از مقصر واقعی هست )

اما

روی #مقصر اصلی که به نام سرکرده ی فرقه یا گروه هم تار و شطرنجی و حتا ناتمش را سوت می گذاشتند و زیرنویس مخفف نام ها را می گذاشت

چرا ؟

مگر نمی خواستید مردم روشن شوند و سوی شان نروند ؟

مگر اعدام یا زندانی اش نمی کنید یا نکردید ؟

این جا نیاز شد که سال این جریانات را بنویسم دهه ی 80 خورشیدی

و من هنوز در برنامه ی علمی عرفانی #ری_ استارت از زبان #سیدمحمدحسینی گرامی _که خودم به درستی و راستی اش باورمندم _  نام فرقه را می شنوم . ممکن است که بگویند زیرزمینی کار می کنند ؛ خب خیلی جاها سر در ماتحت مردم کمی کنید این جا که می رسد مخفی و زیرزمینی است ؟

بار پایانی که گفته بود درباره ی کساانی که به رضاپهلوی در اغتشاشات اخیر ایران رای داده بودند که می گفت :

... عرفان حلقه اس رای دادم ...

وزارت های اطلاعات و سازمان های امنیتی نمی خواستند یا نذاشتند که بمیره یا جلوش گرفته نشه ؟

این آدم و کسانی که مخفی نگهش می دارن عضو سازمان های امنیتی هستند یا فقط مزدور و جیره خوارند ؟

رهبر یا سرکرده ی فرقه ی حلقه کیهانی محمدعلی طاهری بوده و انگار هست .

خب یه چیزی این آقا اسم خودش هم نمی آوورده ؟ محمد ؟ علی ؟

بعد رویم به این جلب شد که بیش تر قربانیان

بسیار مذهبی و بسیار معتقد و متعصب اما گمراه یا گم گشته _بیایید مؤمن نگوییم که مؤمن بی نیاز از این روش هاست _ و بیمار و ناامید هستند ، هستند ؟ بودند می خواستم بنویسم چرا هستند شد ؟ نکند هنوز هستند؟

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

فرادرمانی

چرا مردم ایران به ویژه این دست آدم ها نمی خواهند پول به دکتر و پزشکی بدهند که سال برای شناخت و شناسایی و درمان بیماری ها آموزش دیده و سال ها برای کمک به مردم کوشش کرده ، باور ندارند و هرکاری می کنند جز مراجعه به کاردانش ؛ در مورد بیماری به پزشک و در مورد شکایت و دادگری به پلیس و دادگاه ؟

نگویید فاسدند همه که فاسد نیستند و نگویید دردسر و خرج دارد مگر کارهای دیگر خیلی آسان است ؟ فقط از راهش انجام شود سخت است ؟

همه جا خوب و بد هست و هرجا صبر و بردباری خودش را می خواهد .

اجنه و شیاطین و موجودات غیرارگانیک بیکار نیستند بیایند در بدن تو و انگل شوند تغذیه کنند ناتوان تان کنند

اگر بخواهند روحت را تسخیر کنند با جسمت چه کار دارند ؟

حقیقت تا آن جا که علم و دانش نشان داده ثابت کرده این را می گوید که

مغز انسان توانایی این را دارد که واقعیت را دستکاری کند و آن گونه که خود منطقی تر می داند و می خواهد نشان دهد .

فعلا نگران مغز خودت باش ، علم و تکنولوژی و حکومت ها و ... هنوز توی نخ مغز مونده ان و مونده بهش برسند دستکاری کنن دست کم به صورت دائم .

{ نگارش من این گونه است جاهایی که مهم تر است کتابی می شود و جاهایی که خوش داشته باشم عامیانه ، برخی به خود اجازه می هند به شیوه ی نوشتن و نگارش من ایراد می گیرند ، به شما مربوط نیست این شیوه ی من است اثرانگشت من است }

درباره ی جلسات یا کلاس ها

عرفان کلاس نداره ... اونا که کلاس عرفانی می ذارتن همه شیادن ...

عشق آمدنی بوَد ، نه آموختنی .

سیدمحمدحسینی

دیگه چجوری بگه ؟

اینو شنیدن اسم شو گذاشتن کلاس یا جلسات فرادرمانی و اتصال

کلاس ها در خانه ی اعضا برگزار می گشت یا می گردد

( یعنی همخانه چه پدر و مادر و چه خواهر و برادر و چه دوست و همسر و ... مشکل نداشتن یک مشت غریبه بیان خونه شون بعد همه جا رئو بگردن و دست بزنن ؟ )

بعد این انسان های مذهبی و معتقد و متعصب گم گشته مغزشان کار نمی کرد که خب مفاتیح و زیارت عاشورا آلوده کننده خطاب شده یا مکان های زیارتی و امامزاده و ... اما

اما قرآن و آیه الکرسی و چهار قل و و ان یکاد و حضرت اما رضا ( ع) و ... چه ؟ شک نکردند ؟

خب یعنی اگر من بودم و در نخستین جلسه می شنیدم یا در کتاب های طرف می خواندم که به جای

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

به پارسی و یا عربی یا هر زبان دیگری که نشان از کیش و آیین یارو هم هست

می گوید

به نام بی نام او

پامی شدم می رفتم اگه می پرسیدم او کیه و پاسخ نمی داد یا حسم و دلم و مغزم بهم می گفت دروغ می گوید

سنجیدن دروغ از راست آسان است با زندگی در میان این همه دروغگو

به سرم رسید که این هم نعمتی بوده هان ! تشخیص دروغگو و راستگو آسان تر می نماید .

و این که با دست زدن بر اشیا برای پاکسازی معروف چه می شود ؟

مگر شستن و اسپند و شمع و ... از این راه کارهای سنتی و قدیمی نیست ؟

به دید من این ها همه ابزاری است که تو متوصل و متوکل یا باورمند یا معتقدش هستی تا گانت آسوده شود و احساس ترس نکنی یا بهتر شوی

و توهم نزنی

درست است توهم

در دانش روان شناسی به این ها توهم گفته می شود

ناراحتی روحی به جسم آسیب می زند را شنیده ای ؟

آثار و علائم فیزیکی دارد اما منبع آن فیزیکی و فیزیولوژیکی نیست همان گونه که در سی تی اسکن و ام آر آی دیده نمی شود

متوصل به امواج مغزی می شوند که تنها خط هایی است که قراردادی نوشته شده از فلان تا فلان نرمان از فلان به بعد غیرنرمال است و ...

بحث #توصل و #توکل شد

به سرم رسید که شاید خدا می خواهند این ها باشند تا احمق هایی که به نام او و بدون او متوصل و متوکل به غیر خودش ، غیر از خدا می شوند مجازات شوند که در آن صورت یک حق شان هست هم در پسش می آید که امید دارم که من جزئی از این حق شان است نشوم . آمین !

بعد نماز خواندن شان و مراسم این گونه

نخست به چشمم آمد که چقدر مسترها به سان موبدان زرتشتی شده اند

درست است که سفید را دوست دارم اما سفیدپوش شدن برای دل خود جدایی دارد با سفید پوش آن هم به سبک موبدان زرتشتی در مراسمی .

هر رنگی در هر جا نمادی است و به دل پوشیدم جدایی دارد تا سراپا پوش شدن یک رنگ

سیاه هم خوشم نمی آید و نماد عزاست در این سرزمین ، نه همدست بودن و تا جایی که می دانم قرمز پوش شدن نماد همدستی با ظالم و ستمگر و قاتل است .

نیاز است که بنویسم

رنگی در یک آیین می توان به دو معنی باشد ؛ خب برای پوشیدن خودشان هم کیشان شان مکروه و بد باشد اما برای کسانی که ازشان متنفرند و دشمنان شان خوب و مفتخر جلوه می دهند . مثلا خودشان دوستان شان سیاه نمی پوشند بد است اما چو می اندازند که سیاه رنگ نجابت و ... مشکی رنگ عشقه !

خدا خودش بهم گفت مشکلی با رنگ ها و اعداد و نمادها و زبان ها و ... نداره ،

مهم دل تو هست که باید باهاش پیوند داشته باشه تا با هم گفت و شنو داشته باشین .

این قابلیت ها و ویژگی های انسان هست که توی فیلم های ابرقهرمانی نشون داده می شه که تو گمون کنی اگه اینا رو دسترسی نداشته باشی و استفاده نکنی و بکار نگیری اهمیت نداره چون نرمالی اما اگه استفاده کنی غیرنرمالی حتا بهت انگ هم می چسبونن مث فیلم شیشه The GLASS  خیلی قشنگ نشون داد که هرکی طبق معیارهای نرمال و عادی اونها نباشه به کشتن می دنش .

اما این قابلیت ها با خرافات و شیادی ها فرق می کنه .

اتصال

یعنی نه با عقل جور درمی آد و نه با علم که فقط با گفتن این کلمه غیرارگانیکی توی تن ارگانیکی بره .

ترس

اعتقاد

اطمینان

و یه چیز دیگه نیازه البته همه ی اینا به نیروی عظیم ترس ختم می شه

نیروی ترس

قوه وهم

اصلا دقت کنی توهم از وهم می آد که انسان سالم هم توهم می زنه با ترس چه رسد به مریض

ترس برادر مرگه

یه نیروییه که حتا اگه عقلت هوشیار باشه و باور هم داشته باشی که نیست یا اون نیست و الان داری توهم می زنی بازم می لرزی

تجربه کردم اینو

به دید من

می تونه از ناخودآگاه تاریخی یا جمعی اون کالبدی که داری زندگی می کنی توش باشه

می تونه از یادواره های خودت باشه که توی اعماق مغزته

یا چیز دیگه ای که نمی دونم

و شرم دارم که نمی دونم چون اگه دانشم رو بیشتر می کردم

چون اگه پیوند سطح بالایی با ملکوت بی انتها داشتم بی برگشت می دونستم

اما شرم نمی کنم که بگم یا بنویسم نمی دونم

چون این برای اینه که می دونم نمی دونم که مدعی بحق بودن و قضاوت کردن و حق بجانب نباشم .

و یک چیز دیگه

چرا مردم برای شان دل چسب تر است پیروی کنند از کسی که نمی داند و وانمود به دانستن می کند و غیرمنطقی می گوید و پاسخ درستی نمی دهد یا پاسخ نمی دهد به پرسش و همیشه ادعای دانستن و بحق بودن دارد ؟  

تا دانشمندی که می داند و شک دارد و جان و مال و ناموس خود و دیگران را به خطر نمی اندازد تا زمانی که نمی داند ؟

مردم احمق فقط می خواهند یارو مطمئن باشد تا ازش حمایت و اطاعت کنند .

بگذارید کلمات عادی و مإنوس این ها را بنویسم که همه باهاش آشنایند .

اطاعت

حمایت

تعصب

غیرت

به نااهل به ناکس به شیاد !!

-         : خب از حالا این جوری می کنیم اون جوری می کنیم .

-         خب دیگه این کارو می کنیم .

یعنی انقد پی ریخته می شم یکی به همین تندی اینو می گه خیلی هم مطمئن انگار وحی شده بهش که دوس دارم بزنم دهنش یا دست کم با یته برم تو شکمش مث عن دماغ بچسبه به دیوار هان !

مث همین اغتشاشات (دهن تو کج کن بگو) روسری ورداریم . دم دهه هشتادی گرم واسه روسری ریختن بیرون کشته شن . آخه روسری ؟ آخه تو سنت چقدره که مفاهیم بزرگی چون زن و زندگی و آزادی رو بدونی چیه ؟

واقعا می دونی زن یعنی چی ؟ یا فک می کنی زن فقط سوراخه ؟ ( نه ، خودمونیم روراست باش)

می دونی زندگی یعنی چی ؟ یا فک می کنی زندگی فقط سکسه ؟

می دونی آزادی یعنی چی ؟ یا فک می کنی آزادی لخت گشتنه ؟

از این حرص می خورم که ما دهه شصتی ها که همه زدن تو سرمون می گن نسل سوخته و قیام نکردیم برای این که احمقای بزرگ تر از ما مطمئن شن اینایی که تو حالا واسش اومدی بیرون ، نـــیـــســـت ؛ چقدر محدودیت تحمل کردیم و چقد توی همین خفقان ها جنگیدیم با دانش با پایداری ، نه با خون و جنگ .

بعد یه همچین آدمی که منتظر دهن شیاداس تا خط بدن بهش بیاد اینا رو بگه بریزه بیرون به اسم زن زندگی آزادی دموکراسی !!

دموکراسی نظر احمقا یا شیادا ؟

بهت برخورد؟ بجای فحش دادن

که از کوزه همان برون تراود که در اوست

برو دانشت رو بالا ببر

بیندیش به جای تقلید

در اینجا می نویسم باز هم که رو می کردی و رو کن

به دیدت

مریم رجوی ملقب به مریم قجر یعنی مفتخر به قاجاریه که زنا رو بقچه می فرستاده بیرون و دهن رضاشاه رو سرویس کرد برای درنیاووردن چادر و روبند {که زیرش معلوم نبود تروریسته یا زن } ؛ این قاجاریه و این قجر طرف روسری درآووردنه ؟ اگرم باشه یعنی دین اینا هم سیاسیه نه اعتقادی واقعی .

و رضاپهلوی (که از خون مردم کشته شده حقوق می گیره و کلی به انگلیس بدهکاره و قول گاز ایرانو علنا به اروپا داده ) و ننه اش _که به شوهرش خیانت کرد ، خیانت فقط سکسی نیست عاقا! گول زدن هم خیانته ، جنگ ایران و عراق رو راه انداخت ، زندان اوین ساخت و دسیسه کرد تا ملکه ی ایران بشه لنگه ی ملکه انگلیس و ... _ واسه زن زندگی ، آزادی واقعی تو انگشت تکون نمی ده چه برسه به الکی . تا حالا خواب بودن (با دهن کج بگو)همه ریختن بیرون حالا من می ام رهبری به عهده بگیرم .

اوشگولی واقعا ؟ واسه یکی دیگه بمیری کون یکی دیگه گنده بشه ؟

خیلی به آزادی اعتقاد داری ؟ آزادی بیان ؟ فحش می دی واسا فحش بشنو نه این که بلاک کنی یارو رو .

یه نکته هم کاش دقت می کردی

ما از هرچی از فرانسه می آد خیر ندیدم

یعنی در واقع از هرچی از فرانسه بیاد خاطره ی بدی داریم

مثلا همین

 فرح دیبا

خمینی

و چندوقت قبل هم که رفراندوم که توی فرانسه بود

توی تاریخ هم نگا کنی فرانسوی ها همیشه قرارداد بستن یکطرفه به اسم معاهده ی دوطرفه هیچ وقت هم طرف ما رو انجام ندادن .

فرانسه انگلیس آلمان همه شون فقط جیب خودشونو دیدن انگار نه انگار که بابا ما هم جیب داریم .

 

بگذریم داشتم می نوشتم

نوشتن رو دوست دارم چون با اندیشیدن همراه است

می اندیشی و می نویسی و می سنجی

اما گفتن و سخنرانی کردن کم تر می اندیشی و بیش تر احساساتی و حساس و هیجان زده می شوی .

مغز داری بشین آسوده باش بیندیش ؛ نه با هیجانات و نه با احساسات ، با مغز و برهان بیندیش .

 

چیز دیگری که در مستند تاکید هم شد و درست هم هست این است که :

چیزی که شایع هست ، رواج دارد مورد استفاده ی زیادتری دارد .

این یک اصل علمی در دانش روان شناسی هست که

افراد یک جمع تحت تاثیر هم قرار می گیرند .

اصل همنوایی و یادگیری مشاهده ای ؛

که در این جلسات یا کلاس ها دیده می شود طبق ویدیو های گرفته شده

کسی ازشان توهم می زند بقیه هم توهم می زنند یا فکر می کنند توهم می زنند

یک دلیلی مسخره : چرا اون توهم می زنه من نه ؟ نکنه فک کنن من از این کارا بلد نیستم یا تاثیر داشته روم ؟ نکنه پولی که دادم الکی بوده  !!

یاد جوکه افتادم که یارو پول آزمایشش گرون دراومده بود باباش می گه فقط طوریت نباشه یارو می گه خدایا ! سرطان داشته باشم !!

و این نمونه ی بارز است که مثلا پول الکی ندهند و توی پاچه شان نرود .

اما دلیل دیگر بی برگشت این است که

اشخاصی که اعتماد مردم را جلب می کنند قابلیت ایجاد ارتباط مؤثر با مردم به زبان روان و سلیس محاوره ای که دارند را استفاده می کنند ، امّا دانشمندان و بیش تر دانایان بکار نمی گیرند .

برای اکثر مردم فهم و درک کلمات راحت و آشنای شیادان بی سواد امّا مطمئن آسان تر از واژه های سخت و نا آشنای دانشمندان دانا امّا نا مطمئن است .

راه آسان

راه میان بر

 راه کوتاه

راه تنبلی

راهی است که برای عموم جذاب است حتا اگر بد منحوس شوم و اشتباه حتا شیطانی باشد .

درست است ؟

 

10/1/1402

پنجشنبه 7:17 من

( من جلو کشیدم ساعتمو با طبیعت ؛ نه با حکومت و سیاست )

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.